سبد خرید

0 کالا - 0ریال
سبد خرید خالی می باشد!
 
 
Slideshow1 Slideshow2 Slideshow3

پیشنهاد هفته

مشق شب

This is some blog description about this site

  • Home
    Home This is where you can find all the blog posts throughout the site.
  • Categories
    Categories Displays a list of categories from this blog.
  • Tags
    Tags Displays a list of tags that have been used in the blog.
  • Bloggers
    Bloggers Search for your favorite blogger from this site.
  • Team Blogs
    Team Blogs Find your favorite team blogs here.
  • Login
    Login Login form

وقتي مي‌رسد كه بايد رفت

by
  • Font size: Larger Smaller
  • Subscribe to this entry
  • Print

وقتي مي‌رسد كه بايد رفت

گاهي فرا مي‌رسد كه پاشويه حوض نه از سايه شُوم گربه كه از سردي زمستان خالي است؛ آنگاه را نمي‌گويم وقتي كه همه ماهي‌ها به آسمان مهتابي تُك مي‌زنند، وقتي است كه بايد رفت.
وقتي مي‌رسد كه بايد همه چيز را بگذاري و بروي
درست همان زمان كه دستت از همه دارايي‌ات پر است.
گلداني كه از نبودن با او بوده‌اي و شمعداني‌هايش را با سرانگشت دلت نوازش كرده‌اي
خودت آبش بوده‌اي
آفتابش
و گسترده آغوشت خاكش.
همان كه از سرما نجاتش داده‌اي را بايد بگذاري و بروي.
وقتي مي‌رسد كه بايد رفت.
وقتي مي‌رسد كه گنجشگ بچگان پرگوي باغ از سرشاخه‌هايت مشغول پريدن باشند
صداي بالشان
و هواي خنك زير پرهايشان مي‌گويد وقت رفتن است.
نبايد گذاشت كلاغ‌ها از ياد ببرند لانه‌هايشان را.
واگويه‌هايشان را.
درست صبح زود وقتش مي‌رسد همان زماني كه صداي اذان با بوي نان تازه مادر در آميخته مي‌شود.
مي‌داني دقيقا كي را مي‌گويم؟!
كمي زودتر خيلي زود است.
و لحظه‌اي ديرتر براي هميشه دير.
عصرپنج شنبه وقتي هنوز آفتاب هست و نيست (همان تنها روزي كه پدر زودتر به خانه مي‌آمد)
نه غروب جمعه‌.
بايد با بوي شيريني‌هاي عزيز جانم رفت
آري شب جمعه آخر سال پيش از غروب.
بهترين زمان براي رفتن وقتي است كه مادر به جان گردهاي نشسته بر شانه‌هاي پالتوي آقا جان مي‌افتد.
وقتي مي‌رسد كه بايد رفت.
بوي عيدي تا خورده و نخورده توفيري نداشت.
وقتي بوي آيه‌هاي مهر با دست‌هاي پدر در فضاي اتاق بپيچد
وقتي صورت خواهرم كه تازه به شوي رفته و سرخاب دارد وقتي خوبي است براي رفتن.
سفره هفت سين را هنوز پهن اتاق مهماني نكرده است مادر و پي سير و سركه و سيب است
بايد قرآن و حافظ را از طاقچه آورد و رفت.
وقتي شال زرد بر سر مادر مبارك است بايد لبخند و گونه‌هاي سرخ مادر را در ميان نگاه شوخ پدر جا گذاشت و رفت.
...
وقتي همه چيز خوب است بايد رفت.

Last modified on
in اجتماعي Hits: 3499 0 Comments
0

Comments

Powered by EasyBlog for Joomla!

سایت رسمی انجمن روابط عمومی ایران

 

فرهنگستان زبان و ادب فارسی

 

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

انجمن خیرین راه و ترابری